تبليغاتX
كشاورزان جوان كاشان
 
كشاورزان جوان كاشان
 
 
هديه اي براي دانشجويان عزيز رشته كشاورزي(كاشان -- نراق)
 
 

شبی پسرک یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند:

 او با خط بچگانه نوشته بود:

کوتاه کردن چمن باغچه : ۵ دلار

مرتب کردن اتاق خوابم : ۱ دلار

بیرون بردن زباله ها : ۲دلار

 نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم : ۶ دلار

جمع بدهی شما به من : ۱۴دلار

مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد.لحظه ای خاطراتش را مرور کرد.سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت:

بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی : هیچ

 بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم : هیچ

 بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی : هیچ

 بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازی هایت : هیچ

 و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است.!!

وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت: مامان دوستت دارم آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت :

 قبلآ به طور کامل پرداخت شده

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 13:53  توسط احسان تولايي  | 
  بالا