تبليغاتX
كشاورزان جوان كاشان
 
كشاورزان جوان كاشان
 
 
هديه اي براي دانشجويان عزيز رشته كشاورزي(كاشان -- نراق)
 

                         خنده بر هر دردِ بی درمان دواست 

 

نیست دردت را اگر درمان، بخند                  گر نگردد مشکلت آسان بخند

ای جوان در حسرتِ کار و عیال                  وز فراقِ مسکن و سامان بخند

گر عقب افتاده قسطِ وامِ تو                       چند ماهی گوشه ی زندان بخند

حالیا گر مرغ شد نرخش فزون                   سرخ کن در تابه بادمجان بخند

گر که بادمجان و روغن شد گران                غم مخور، فردا شود ارزان بخند

نطقِ زیبا و دل انگیزِ وزیر                            بهرِ فاطی گر نشد تنبان بخند

با تلاشِ دولتِ خدمتگزار                            گر نشد کاشانِ ما استان بخند

اصفهان گر حقِ ما را خورده است!              نوش جانش، از بُنِ دندان بخند

اصفهان  آباد باد و زنده رود                         شهرِ ما هم شد اگر ویران بخند

نرخِ دارو گر گران شد چون طلا                   خو به دردِ خویش کن، نالان بخند

قطع شد گر آب و برقِ خانه ات                   روز و شب با حسرت و حرمان بخند

قبضِ آب و قبضِ برق و قبضِ گاز                 قبضِ روحت گر کند الان بخند

خانه ات گر باشد از عهدِ قجر                     قبضِ نوسازی رسد هر آن بخند

هر اداره مشکلت افزون کند                      یا تو را عمری کند حیران بخند

جلسه دارد گر که آقای رئیس                   پشتِ در بنشین و با دربان بخند

پارتی با پول می آید به کار                         گر نداری این دو، سرگردان بخند

در طریقِ دردخیزِ زندگی                            گر نداری توشه در انبان بخند

سینه ی مرغی نصیبت گر نشد                 هر زمان با سینه ی بریان بخند

سفره ی رنگین از آن دیگران                      خونِ دل باشد تو را در خوان بخند

جیبِ تو خالی اگر باشد ز پول                     ناگهان آید ز ره مهمان بخند

خاله جان آید اگر از شهرِ کرد                     یا عمو نوروز از کرمان بخند

سیب و موز و پرتقال و انبه چیست؟            عمه جان آید ز لاهیجان بخند

گر ز شهرِ خواجه مهمانی رسید                فال حافظ گیر و بهرِ آن بخند

ارزشِ شعر است کمتر از شعیر(جو)             بعد از این بر دفتر و دیوان بخند

کس نپرسد گر خرت باشد به چند؟            هان بخند و هان بخند و هان بخند

روز و شب در کوره راهِ آرزو                        گاه افتان و گهی خیزان بخند

«خنده بر هر دردِ بی درمان دواست»         غم مخور چون صائم کاشان بخند

صائم کاشانی - اسفند 1382

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 3:16  توسط احسان تولايي  | 
 

شبی پسرک یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند:

 او با خط بچگانه نوشته بود:

کوتاه کردن چمن باغچه : ۵ دلار

مرتب کردن اتاق خوابم : ۱ دلار

بیرون بردن زباله ها : ۲دلار

 نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم : ۶ دلار

جمع بدهی شما به من : ۱۴دلار

مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد.لحظه ای خاطراتش را مرور کرد.سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت:

بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی : هیچ

 بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم : هیچ

 بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی : هیچ

 بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازی هایت : هیچ

 و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است.!!

وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت: مامان دوستت دارم آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت :

 قبلآ به طور کامل پرداخت شده

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 13:53  توسط احسان تولايي  | 

» ترانه : تیتراژ سریال مدار صفر درجه

» ترانه سرا : افشین یداللهی    

» آهنگساز : فردین خلعتبری     

» تنظیم کننده : فردین خلعتبری

» خواننده : علیرضا قربانی         

 

 

در ادامه مطلب هم بخوانید و هم بشنوید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:11  توسط احسان تولايي  | 
عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له!


عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فَميلي .... اُ يس

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:42  توسط احسان تولايي  | 

توضیح اینکه این خواستم بعد از امتحانات یکم فضای ذهنی دوستان دانشجو رو عوض کنم از این رو این مطالب رو میگذارم امیدوارم لذت ببرید!!!

 

اگر خدا به حضرت ابراهيم فرمان مي‌داد به جاي فرزندش، همسرش را قرباني كند، اين مراسم با شكوه هر چه تمام‌تر هر سال برگزار مي‌شد

 

اگه كسي بهت گفت: دوستت دارم ميميرم برات فدات شم تمام زندگيمي زود باور نكن!!! اگه ميخوايي امتحانش كني....... بهش بگو: كارت سوخت رو ميدي به من؟؟؟

 

وزارت ارشاد توضيع بازي نيد فور اسپيد را بدون کارت هوشمند سوخت متوقف کرد

 

به حرمت گوسفندي که جان حضرت اسماعيل را نجات داد هفت بار بگو بع بع واسه اد ليستت سند تو ال کن خبر خوشي دريافت ميکني

 

يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه

 

به ترکه ميگن دو ضربدر دو به توان دو ضربدر پنج بتوان پنج ... ترکه ميميره

 

لبخند رو هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن ! ممکنه که داغون بشی حسن! نیشتتو ببند حسن !!!

 

پر بيننده ترين سايت در سال 85: مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد

 

سه راه براي پولدار شدن : بابات برات پول دربياره باباي مردم رو در بياري بابات در بياد تا پول در بياري

 

به غضنفر ميگن شما ايميل داريد؟ميگه نه خيلي ممنون الان ناهار خوردم (راستی این غضنفر که تو جک ها میگن ترکه؟؟؟)

 

ترکه ميره یه مزرعه ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر !!!! ميگن اين چه زمينيه ؟؟چي ميخواهي بکاري ؟؟؟؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني

 

به تركه ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني ميگه : خفه شو من خودم زن دارم

 

جديترين جمله عشاقانه - تو بنزین من هستي

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:28  توسط احسان تولايي  | 

به نظر شما پیوند این ۲ تا میگیره؟!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:56  توسط احسان تولايي  | 

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 18:9  توسط احسان تولايي  | 

وقتي يه بار از يه نفر ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده(راستش تا حالا به اين موضوع فكر نكرده بودم! ولي فكر ميكنم گاهي وقتا درست از آب درمياد)

 

سقراط مي گويد:"يوناني ها دروغگو هستند." خود سقراط يوناني است.پس سقراط دروغ مي گويد که يوناني ها دروغگو هستند.بنابراين يوناني ها راستگو هستند.پس سقراط راست مي گويد، که يوناني ها دروغگو هستند. حالا شما بگوييد يوناني ها راستگو هستند يا دروغگو

 

اگه خواستي يکي هميشه دوستت داشته باشه . . . اگه ميخواي تنهات نذاره . . بهت وفادار بمونه . . . ازدواج نکن ............ .... سگ بخر

 

همیشه عکس زنتو بذار تو کیفت تا هر مشکلی که برات پیش اومد یه نگاهی بهش بندازی و یادت بیاد که یه مشکل بزرگتر توی خونه داری!!!

 

دختره با پسره قایم موشک بازی میکردن دختره به پسره میگه اگه تونستی منو پیدا کنی با من ازدواج کن اگه هم نتونستی پیدام کنی من زیر راه پله هستم!!!

 

با عشق چه كردند؟ ما را زكار خويش غافل كردند ديگر كسي به فكر ماهي ها نيست سهراب كجايي كه آب را گل كردند؟

 

چند سوال نسبتا احمقانه: چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟ چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟ آيا ميشه زير آب گريه کرد؟

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

 

ماهاتما گاندي ميگويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري

 

یه روز یه پسر از خدا می پرسه: خدایا چرا اینفدر دخترا رو خوشگل آفریدی؟ (لوس نشین هااااا) خدا میگه واسه اینکه شما دوستشون داشته باشین. پسره میگه پس چرا اینقدر خنگ آفریدیشون؟ خدا میگه واسه اینکه شما رو دوست داشته باشن!!!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 10:21  توسط احسان تولايي  | 
خوبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق واسه دانشجویان رشته گشاورزی آن است که دانشجویان اکثر مطالب درسی خود را در محیط دانشگاه به عینه میبینند و فرا میگیرند تصویر زیر گویای این است که چگونه دانشجویان با درسهای دامپروری مرتعداری و .... مستقیما و در محیط دانشگاه آشنا میشوند!

براي ديدن تصوير كامل روي تصوير كليك كنيد

تعجب نكنيد اينجا نراق است!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:32  توسط احسان تولايي  | 

از کجا می فهمید که کدام بازیکن ازکدام تیم است؟

 

فرض کنید شما تماشاگر تلویزیونی یکی از بازیهای جام جهانی هستید....

و فرض کنید تیم، پیراهن ملی اش را نپوشیده و یا شما پیراهن ملی تیم ها را نمی شناسید....

و فرض کنید روی صفحه تلویزیون ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند....

و فرض کنید صدای تلویزیون خراب است یا بازی به زبان چین باستان گزارش می شود...

با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که بازی می کند، متعلق به کدام کشور است؟

 

اسم اعضای تیم چیست؟**

به اسم بازیکن که روی پیراهنش نوشته توجه می کنیم، اگر اسم عربی یا آفریقایی داشت می فهمیم تیم فرانسه مشغول بازی است.

 

رنگ موی بازیکنان چه رنگی است؟

به رنگ موهای بازیکنان نگاه می کنیم، اگر بیش از نیمی از بازیکنان رنگ موی شان قرمز یا زرد یا نارنجی یا سبز بود، می فهمیم کره جنوبی مشغول بازی است.

 

از طریق قیافه شناسی

به قیافه ها توجه می کنیم، اگر نوع قیافه بازیکنان شبیه روستائیان اطراف اردبیل یا آنکارا بود، می فهمیم تیم سوئیس مشغول بازی است.

 

دور می زنند، می چرخند، می خندند

به بازیکنان توجه می کنیم، اگر بازیکن جلوی دروازه خالی قرار داشت، اما توپ را توی گل نزد، بلکه برگشت و دفاع را دریبل زد و توپ را به گوشه زمین کشاند و کرنر گرفت، می فهمیم که تیم برزیل مشغول بازی است. برای اطمینان چند لحظه صبر کنید، اگر بازیکن تیم لگد محکمی خورد و به جای عصبانی شدن خندید، مطمئن شوید که تیم برزیل است، حتی اگر لباس تیم ایتالیا را پوشیده باشد.

 

مشغول چه ورزشی هستند؟

اگر به نظرتان آمد این تیم اولین بار است که دارد فوتبال بازی می کند و بازیکنانش کارهایی را می کنند که معمولا در واترپولو یا بسکتبال یا راگبی یا گلف دیده می شود، می فهمیم که تیم آمریکا در حال بازی است.

 

توپ، تانک، مسلسل، قطعا اثر دارد**

اگر همزمان با بازی صدای انفجار و توپ و تانک آمد و از وسط تماشاگران شعله آتش بلند شد و یک آمبولانس از کنار زمین رد شد و بازی همچنان ادامه داشت، می فهمیم که تماشاگران انگلیسی مشغول ابراز احساسات برای تیم ملی شان هستند، بنابراین تیم ملی انگلستان مشغول بازی است.

 

این گروه خشن**

اگر هر دو دقیقه یک بار بازیکنان دور داور جمع شدند و دسته جمعی مشغول اعتراض به داور و کتک زدن او شدند، می فهمیم تیم ترکیه مشغول بازی است.( این موضوع مربوط به جام های قبلی و بعدی است.)

 

تف و فحش و احساسات

اگر دیدیم که اعضای تیم هر چند دقیقه یک بار تف می اندازند، یکی از انگشت های شان را نشان تماشاگران و اعضای تیم مقابل می دهند، حالتی شبیه دادن فحش خواهر و مادر دارند، در هنگام اشتباه کردن موهای خودشان را می کشند و اگر گل نزنند گریه می کنند و بعد از هشتاد دقیقه اشتباه کردن شانس می آورند و بازی را می برند، می فهمیم که تیم ایتالیا مشغول بازی است.

 

ضربه به لنگ و پاچه**

اگر دیدیم که مربی شان برزیلی است و تکنیک شان مثل برزیلی هاست، مثل آنها دریبل می زنند و مثل آنها به توپ ضربه می زنند و مثل آنها جاگیری می کنند و مثل آنها می دوند، اما ضربه های شان به جای توپ به ساق پای بازیکنان می خورد، می فهمیم که با تیم بحرین یا عربستان یا کویت طرف هستیم.

 

برزیل مخفی ها**

اگر دیدیم که مثل برزیلی ها بازی می کنند و مثل برزیلی ها پیروز می شوند، اما هیچ کدام از اعضای تیم شان شناخته شده نیستند، می فهمیم تیم اسپانیا مشغول بازی است.

 

اگر گورباچف نبود**

اگر با دیدن بازی و رفتار و اسامی بازیکنان احساس کردیم که یاد تیم روسیه می افتیم، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی تیم اوکراین هستید.

 

مردان آهنین و مرمرین

اگر دیدیم که یک تیم با قدرت بدنی بالا، کار تیمی قوی، دونده، جنگجو، فداکار، زحمتکش، با قیافه های خشن و قد بلند، نود دقیقه محکم بازی می کنند، اما مسابقه را می بازند، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی لهستان هستید.

 

چند رساله ورزشی

اگر اسم بازیکنان ما را به یاد تاریخ فلسفه و قیافه بازیکنان ما را به یاد میکل آنژ انداخت، و اعضای تیم ده دقیقه مثل آلمان با قدرت بازی می کردند، اما ده دقیقه بعد مثل تیم مالدیو دست و پای شان توی هم می پیچد، مطمئن باشید با تیم یونان طرف هستید.

 

شورش با دلیل برای هیچ

اگر تیمی را دیدید که هم قدرت خوبی داشت، هم سرعت خوبی داشت و هم تکنیک بالایی داشت، فقط گل نمی زد، مطمئن باشید با تیم کروواسی طرف هستید.

 

شناخت تیم از طریق دستکش

اگر در تمام مدت بازی فقط دروازه بان تیم را مشغول دفاع از دروازه دیدید، مشغول دیدن تیم ترینیداد و توباگو هستید.

 

بابا اینا دیگه کی ان؟

اگر با دیدن قیافه هر یازده بازیکن احساس گل خوردن به شما دست داد، مطمئن باشید که دارید بازی تیم پرتقال را تماشا می کنید.

 

دودورو دود، دام دام

اگر دیدید که بازیکن تیم به جای اینکه روی نیمکت ذخیره نشسته باشد و استراحت کند، وسط دروازه نشسته است و بازیکن دیگر به جای اینکه جلوی دروازه حریف بدود، مثل دروازه بان تیم مشغول تماشای بازی دیگران است، می فهمیم که با تیم ملی ایران طرف هستیم.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 12:49  توسط احسان تولايي  | 

... کفش هایم کو؟!

دم در چیزی نیست. لنگه ی کفش من این جاها بود! زیر اندیشه ی این جا کفشی!

مادرم شاید این جا دیشب کفش خندان مرا، برده باشد به اتاق که کسی پا نتپاند در آن

هیچ جایی اثر از کفشم نیست نازنین کفش مرا درک کنید کفش من کفشی بود کفشستان!

و به اندازه ی انگشتانم معنی داشت... پای غمگین من احساس عجیبی دارد شست پای من از این غصه ورم خواهد کرد.

شست پایم به شکاف سر کفش، عادت داشت . . . !

نبض جیبم امروز تندتر می زند از قلب خروسی که در اندوه غروب کوپن مرغش باطل بشود...

جیب من از فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق که پی کفش، به کفاش محل خواهد داد« خوب در چشم ترش می شکند. »

کفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود« یاد باد آن که نهانش نظری با ما بود »

دوستان! کفش پریشان مرا کشف کنید! کفش من می فهمید که کجا باید رفت، که کجا باید خندید.

کفش من له می شد گاهی زیر کفش حسن و جعفر و عباس و علی توی صف های دراز

من در این کله ی صبح، پی کفشم هستم تا کنم پای در آن و به جایی بروم که به آن « نانوایی » می گویند!

شاید آن جا بتوان، نان صبحانه ی فرزندان را توی صف پیدا کرد باید الان بروم... اما نه! کفش هایم نیست! کفش هایم... کو؟!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 12:48  توسط احسان تولايي  | 

اصطلاحات دوران سربازي

سربازي:           اول بازي ، آش، خودسازي ، اجباري.

اضافه خدمت:     ضد حال، عشق بعضي ها، نمك سربازي، سهل الوصول.

مرخصي:           حق سرباز، آرزوي دست نيافتني، ترن برقي، ويتامين داره.

حقوق:              كرايه رفت، اميد به زندگي، پول بليط اتوبوس.

دژباني:             ديواره آتش، گلوگاه، گير بدون فكر.

كارگزيني:          ايستگاه اول وآخر، حسابرسي آخرت.

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 12:28  توسط احسان تولايي  | 

عيد نوروز مبارك

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 12:11  توسط احسان تولايي  | 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 23:10  توسط احسان تولايي  | 

مضرات امتحانات : افزايش شدید بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 12:13  توسط احسان تولايي  | 
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:56  توسط احسان تولايي  | 

بعد از نیم ساعت سکوت :

مادر داماد:ببخشین کبریت دارین؟

خانواده ی عروس:کبریت؟؟کبریت برای چه؟!!

مادر داماد:والا پسرم می خواست سیگار بکشه!!!

خانواده ی عروس:پس داماد سیگاریه...؟!

مادر داماد:سیگاری که نه...والا مشروب خورده بعد از مشروب سیگار می چسبه!

خانواده ی عروس:پس الکلی هم هست...!؟

مادر داماد:الکی که نه...والا قمار بازی کرده و باخته ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره!!

خانواده ی عروس: [...my faber] پس قمارم بازی می کنه؟

مادر داماد:آره...دوستاش توی زندان بهش یاد دادن.

خانواده ی عروس:پس زندانم بوده...؟!

مادر داماد:آره...معتاد بوده بعد زنش لوش داد.

خانواده ی عروس:زنش!!!؟؟؟

نتیجه ی اخلاقی:

همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشید.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 11:59  توسط احسان تولايي  | 

اي داد بيدا اين چرا همچين ميكنه؟!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 11:55  توسط احسان تولايي  | 
واي اينو....؟!
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 11:53  توسط احسان تولايي  | 
ترکه از جلو يک سينما توي اردبيل رد ميشده يه نگاه به سردرش ميکنه و ميگه: اين شهر يه سينما داشت اونم شد " خوابگاه دختران".
هيچ ميدونيد تفاوت حوا با بقيه زنهاي دنيا چيه؟تنها زني هست كه شوهرش آدم بود.
يك بار دو تا جوجه با هم قرارازدواج ميزارن بزرگ ميشن ميبينن دو تاشون خروسن.
تركه ميفته توي دره گيم اوور ميشه.
يه تركه سوار سمند ميشه مي بينه يه زنه بهش ميگه:درب خودرو باز است. تركه ميگه: خوب بستم حالا بيا بيرون جيگر...
تركه از دوستش مي پرسه كجا بدنيا آمدي؟ ميگه بيمارستان/ ميگه: مگه مريَض بودي

تركه از يه ساختمان مي ا فته رو يه خر ميگه خدا از برادري كمت نكنه.

تركه ميره كارواش ازش مي پرسن پس ماشينت كو ميگه نزديك بود پياده اومدم

.انكه درتنهاترين تنهايي ام,تنهايي تنهايي ام تنهام گذاشت,كاش درتنهاترين تنهايي ام تنها كس تنهايياش را تنهايش نمي گذاشت و....(به هم ريختي نه)

به رشتيي ميگن زن گرفتي تحقيق كرديمي گه اره همه ازش راضي بودن

تركه مي ره دستشويي بهش خبر ميدن آب داره قطع مي شه اونم هول مي شه اول خودشو مي شوره بعد...

تركه با يه دختره دوست مي شه مي گه اسمت چيه؟دختره ميگه پروانه تركه ميگه پس منم ملخم

قزوينيه زنگ خونه شو رو زمين نصب ميكنه و روش مينويسه لعنت بر كسي كه با پا زنگ بزند

.به تركه ميگن تواگه خالي نميبندي كه چين بودي اسمه يه خيابونشو بگو بينم تركه يكم فكر ميكنه ميگه خيابان شهيد بروسلي

تركه پرتقال خوني مي خوره ايدز ميگيره

تركه ميره خياطي به خياط يه پارچه ميده وبه او ميگه: فردا اومدم بگيرم نياي بگي نخ نداشتم سوزن نداشتم وقت نداشتم اصلا بيارش نميخوام بدوزيش

از تركه سوال ميكنند چرا به(( ق )) ميگيد (( گ )) تركه ميگه بابا اون گديم گدبما ميگفتيم

از بنيامين ميپرسن حالت چهطوره؟ميگه:حالم بده حالم بده

.تركه ميره استخر ميره زير اب بعد از 5 دقيقه مياد بالا نفس نفس مي زنه بعد ميگه بابا كاشي كاره عجب نفسي داشته
۱۰.تركه ميره مغازه به صاحب مغازه ميگه نوشابه خانوادگي دارين صاحب مغازه ميگه بله تركه ميگه به مجردا هم ميفروشين
دو تا احمق ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. احمقا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند

سه تا ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم

يه نفر سوار آسانسور ميشه ميبينه نوشته ظرفيت 12 نفر با خودش ميگه عجب بدبختيه حالا 11 نفر ديگه از کجا بيارم
دنيا را بدون خانم ها تصور کنيد: بازارها خلوت، پولها اضافه، خيابانها خلوت، مخابرات ورشکسته

: يه نفر با ماشين ميخوره به چراغ برق ماشينش جمع ميشه. ميره دهنش روميذاره رو اگزوزوشروع ميکنه فوت کردن .... يه باباي ديگه اي که داشت از اونجا رد مي شد روبهش ميکنه و ميگه اخه ادم احمق لااقل شيشه پنجره هارو بده بالا تا باد بيرون نره!!!!

یک نفر شيرجه ميزنه تا ته استخر و ميگيه چه نفسي داشته كاشيكارش

يه نفر مي خواسته يه ماهي رو خفه کنه، هي سر ماهي رو مي کنه زير آب و در مي آره
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 11:41  توسط احسان تولايي  | 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 17:15  توسط احسان تولايي  | 
تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه ولی قفله باز نمیشه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم.

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!

امیدوارم خیلی بیمزه نبوه باشه...!

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 10:51  توسط احسان تولايي  | 

به این میگن کشاورزی مدرن

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 17:45  توسط احسان تولايي  | 
معلم به شاگرد می گه الفبای فارسی رو بگو:

شاگرد: الف ، ب ، پ ، ت ، سه ، چهار ...

معلم:الفبای انگلیسی رو بگو.

شاگرد:ای ،بی ، سی ، چل ، پنجاه ...

معلم:الفبای یونانی رو بگو:

شاگرد: آلفا ،بتا ، سه تا ،چار تا ....

معلم:نخواستم بابا یه بیت شعر بخون:

شاگرد:نابرده رنج،گنج ، پنج ، شیش ...
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 17:39  توسط احسان تولايي  | 

تو رو خدا ببين كار به كجا كشيده!

تو رو خدا ببين كار به كجا كشيده!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:16  توسط احسان تولايي  | 
  بالا