تبليغاتX
كشاورزان جوان كاشان - برسی اشتغال فارغ التحصیلان کشاورزی
 
كشاورزان جوان كاشان
 
 
هديه اي براي دانشجويان عزيز رشته كشاورزي(كاشان -- نراق)
 

 

برسی اشتغال فارغ التحصیلان کشاورزی

 

دكتر منوچهر جم نژاد 

 


اجازه بدهيد ابتدا مروري بر پيشينه تاريخي كشاورزي در ايران و به ويژه در رژيم پهلوي داشته باشيم.در سال هاي پيش از انقلاب تعداد فارغ التحصيلان كشاورزي بسيار اندك بوده وعموم ايشان در دستگاه هاي دولتي وقت فعاليت داشتند.دولت نيز از اين فارغ التحصيلان در امور اداري استفاده مي نمود.

تعداد فارغ التحصيلان اندك بود و در نتيجه مشكل اشتغال مطرح نبود.در زمان رژيم پهلوي، كشاورزي عموماً توسط فئودال ها انجام مي شد اين افراد عموماً افرادي بودند كه خود را صاحب تجربه و دانش كافي كشاورزي مي‌دانستند و خود را بي نياز از علوم روز كشاورزي مي دانستند . مديريت فرمايشي و ديكتاتور گونه فئودال ها نيازي به بهره گيري از دانش كشاورزي نداشت.

پس از انقلاب اسلامي و توجه بيشتر به ضرورت خود كفايي در توليدات كشاورزي، بحث بهره گيري از علوم نوين كشاورزي را ايجاد كرد و در اين راستا جذب دانشجو در گرايش هاي كشاورزي افزايش يافت كه جاي خوشبختي است و به عنوان دستاورد هاي مهم از انقلاب اسلامي بايد از آن ياد كرد، اما متاسفانه مشكلات جانبي، مانع از بهره گيري مناسب از اين نيروهاي تخصصي نمونه است.

به گونه اي كه در حال حاضر مي توان ادعا كرد عموم دانشجويان كشاورزي اميد ندارند كه جذب بازار هاي كار در ارتباط با تخصصشان شوند .به عبارت ديگر بحث اشتغال فارغ التحصيلان كشاورزي به يك بحران تبديل خواهد شد و بايد كه هر چه سـريع تر چاره انديشي شود.

بيكـاري فارغ التحصيـلان نه تنها براي خودشان مشكل‌ساز است بلكه به صورت يك باز خور منفي (Feed back)در آينده سبب بي علاقه تر شدن دانشجويان به فراگيري علوم كشاورزي و سطح دانش كنترل خواهد كرد.

با توجه به آمار و ارقام مربوط به اين موضوع مي توان گفت كه در حال حاضر بيش از 50در صد فارغ التحصيلان جذب رشته هاي كشاورزي نمي شوند،و نزديك به 30در صد آنها نيز در رشته هاي غير تخصصي جذب مي شوند براي بررسي علت بيكاري اين فارغ التحصيلان چهار عامل اصلي بايد بررسي شود كه به شرح زير هستند:

1-دانشگاه ها:

سر فصل دروس و نحوه ارزيابي دانشجويان كاربردي نبوده و عموماً جنبه تئوري بر جنبه هاي عملي فعاليت دارد.اصولاً در دانشگاه ها دانستن هدف است و توانستن فراموش شده است.

متاسفانه بسياري از مدرسان كشاورزي خودشان از علوم عملي و تجربي كم بهره اند و ارتباط نزديكي با مراكز فعاليت هاي كشاورزي (مانند كشت و صنعت ها)ندارند.

نحوه امتياز دهي وارتقاء مدرسان دانشگاه نيز براي توان عملي و سوابق عملي اساتيد دانشگاه امتيازي در نظر نگرفته است.

در سال هاي اخير تغييراتي در سر فصل هاي دانشگاهي داده شده است ،اما اين تغييرات نتوانسته است ارتباط مناسبي بين دانشجو با علوم نوين كشاورزي بر قرار كند.

بسياري از دانشگاه ها و از جمله دانشگاه آزاد در ارائه واحد هاي عملي موفق نبوده اند و بسياري از سر فصل‌هاي عملي دروس رعايت نمي شود.

به نظر مي رسد كه بهتر است دانشگاه ها ارتباط نزديك‌تري با مراكز فعاليت هاي كشاورزي داشته باشند و قوانيني ارائه شود كه دانشجو ملزم به گذرانيدن دوره‌اي طولاني به عنوان كارمند در اين مراكز كشاورزي باشد.

گزينش دانشجو نيز بايد به گونه اي موثر تر عمل كند كه بتواند كشاورز زادگان را بهتر جذب كند.

2-دولت:

دولت در حال حاضر يكي از مالكان عمده فعاليت هاي كشاورزي است كه متاسفانه مديريت موفقي در اين مراكز نداشته و عموماً بهره وري اين مراكز كشاورزي بسيار پايين است.به عنوان مثال كشت و صنعت مغان كه از شرايط كشاورزي و اقليمي بسيار مناسبي برخوردار است ،در حال حاضر زيانده است و توليدات آن كفايت مخارج خودش را نمي كند.

دولت بايستي مراكز را به بخش هاي خصوصي واگذار كند،تا اين بخش ها نيرو هاي متخصص و با تجربه را جذب كرده و بكار گيرد.اما وظيفه دولت در بخش اشتغال فارغ التحصيلان كشاورزي در چهار راستا است.

الف)تنظيم بازار كار منطبق با نياز جامعه

مي دانيم كه در حال حاضر تعداد فارغ التحصيلان كشاورزي بيش از قابليت جذب ايشان است.متصديان آموزش عالي نيز مدعي هستند كه آموزش عالي در قبال اشتغال فارغ التحصيلان وظيفه اي ندارد و اصولاً مسئوليت آموزش عالي آموزش است و نه اشتغال. از طرفي مشاهده مي شود كه بين مراكز دولتي و مراكز آزاد آموزش عالي نه تنها هماهنگي وجود ندارد ،بلكه در سال هاي اخير حس رقابت و لج بازي براي جذب دانشجو رو به فزوني است.

وظيفه دولت اين است كه منطبق با نياز كشور ،سهم هر بخش را مشخص نموده و نظارت بيشتري بر كيفيت و كميت جذب دانشجويان كشاورزي داشته باشد.

ب)در حال حاضر هيچ قانوني وجود ندارد كه مراكز فعاليت هاي كشاورزي را الزام نمايد از فارغ التحصيلان كشاورزي استفاده نمايند.چگونه است كه ساخت هر بنا و ساختماتي نياز به نظارت و تاييد مهندسين ساختمان دارد،اما فعاليت هاي كشاورزي چنين نيازي ندارند.شايد به نظر برسد كه امور ساختمان با جان و مال مردم سر و كار دارد.بديهي است كه چنين مي باشد اما امور كشاورزي نيز در همين شرايط مي باشند. تعداد افرادي را كه در هر سال در اثر سيل ،آلوده شدن به سموم كشاورزي‌و حوادث كشاورزي ناقص العضو مي شوند و يا مي ميرند كمتر از حوادث زلزله و حوادث ساختمان نيست.

منابع آب از نعمت هاي با ارزش خداوندي است كه با بهائي بسيار اندك در اختيار كشاورزان گذارده مي شود.تسهيلاتي كه دولت به صورت يارانه در اختيار كشاورزان مي گذارد تامين نهادهاي كشاورزي مانند(سم و كود و...) بسيار مبلغ قابل توجهي است كه دولت متحمل مي شود. بنابراين دولت بايد كشاورزان را ملزم كند تا اين تسهيلات با نظارت و تاييد متخصصان واسطه اين امر باشند و بدين ترتيب دولت بر امورنظارت داشته باشد.

ج)ايجاد آگاهي :

بيش از نيمي از شاغلان به طور مستقيم و غير مستقيم در بخش كشاورزي فعاليت دارندوتمامي آحاد كشور نيز به طور غير مستقيم با كشاورزي ارتباط دارند،اما تبليغات و آگاهي سازي در اين رابطه بسيار ناچيز است .

رسانه هاي عمومي و به ويژه صدا و سيما توجه خاصي به اين مورد نمونه‌ندارد و بخش ناچيزي از‌برنامه ها به كشاورزي اختصاص دارد.

رسانه هاي عمومي بايد نقش دو گانه داشته باشند و آگاهي لازم را به كشاورزان بدهند تا كشاورزان ضرورت بكارگيري علوم نوين كشاورزي را بواسطه فارغ التحصيلان حس كنند.از طرف ديگر فارغ التحصيلان نيز بايد از طريق رسانه ها به دستاورد هاي كشاورزي دست بيابند.

د)دولت وظيفه دارد تا فعاليت هاي جديد كشاورزي را شناسايي كند و مشوق هاي لازم را نيز در اختيار فارغ التحصيلان قرار دهد.اگر چه اعطاي وام به فارغ التحصيلان امري ضروري است اما مشكلات زيادي در اين زمينه به چشم مي خورد .به عنوان مثال فاصله زماني بين تدوين طرح توجيهي توسط فارغ التحصيل كشاورزي تا اعطاي وام بسيار طولاني است و زماني وام در اختيار متقاضي قرار مي گيرد كه هزينه ها افزايش چشم گيري نسبت به هزينه هاي بيان شده در طرح توجيهي دارد.اين ناهماهنگي سبب ايجاد مشكل در باز پرداخت وام مي نمايد.

از طرف ديگر اغلب فارغ التحصيلان بدون پشتوانه هاي علمي اين وام را دريافت مي‌كنند و چون تجربه كافي ندارند درانجام كار با مشكل مواجه مي شوندو در نهايت بازده مالي طرح در حدي نيست كه بازپرداخت وام امكانپذير  شود.

لازم است دولت همراه پرداخت وام و تسهيلات نظارت بيشتري بر نحوه هزينه كرد آنها داشته باشد و از طرفي نقش حمايتي و هدايتي لازم را نيز به عهده گيرد.به عنوان مثال چنانچه وام اعطاي تاُمين گلخانه پرداخت مي‌شود، بهتر است در مساحتي معين شهرك گلخانه اي تاسيس شود و پس از شروع به كار اين شهرك، فارغ التحصيلان دعوت به همكاري شوندو در عين حال از متخصصين مجرب براي راهنمايي و حل مشكلات وام گيرندگان استفاده شود.در حال حاضر كشت گياهان دارويي ،پرورش بوقلمون، پرورش اسب، صادرات گياهان زينتي گزينه هاي اميد بخشي هستند كه دولت مي تواند آگاهي لازم و تسهيلات لازم رادر اختيار كشاورزان قرار دهد.

3)جامعه كشاورزي:

بسياري از كشاورزان از دستاورد هاي نوين كشاورزي بي اطلاع هستند. بهره گيري از علوم كشاورزي تنها منحصر به بخش سخت افزاري (ماشين آلات و ادوات، سموم و كود هاي شيميايي)شده است و بخش نرم افزاري آن كه دانش بهره گيري از بخش سخت افزاري است هرگز مورد توجه قرار نگرفته است.

جامعه كشاورزي به فارغ التحصيلان كشاورزي اعتقاد واعتماد ندارد ،كه البته تا حدي نيز درست است ،چرا كه فارغ التحصيلان آموزش تئوريك ديده اند.اما در مجموع بخش سخت افزاري كشاورزي زماني سودمند است كه بخش نرم افزاري آن نيز مورد توجه قرار گيرد.دولت با آگاه سازي و تدوين قوانين مي تواند كشاورزان را تشويق كند تااز اين نيرو هاي تحصيل كرده استفاده كنند.

4-اجتماع:

اصولاً ديدگاه جامعه در خصوص گرايش هاي مختلف منطبق بر اصول مادي و مالي است.گرايش هايي كه مشكل اشتغال دارند و يا در آمد زا نيستند كمتر مورد توجه قرار گرفته و در طولاني مدت اشخاصي جذب مي شدند كه استعداد كافي به فراگيري اين علوم را نداشته و يا علاقه اي از خود نشان نمي دهند.

همه مردم فعاليت هاي كشاورزي را مهم و سود مند مي دانند ،اما به دليل مشكلات آن ترجيح مي دهند فرزندان شان در گرايش هاي ديگر مشغول به تحصيل شدند.

فرهنگ جامعه بايد به گونه اي ارتقاء يابد كه به دانشجويان كشاورزي اهميت  شايسته و بايسته را بدهند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 10:19  توسط دکتر منوچهر جم نژاد  | 
  بالا