تبليغاتX
كشاورزان جوان كاشان - متن كامل مبحث زراعت غلات (نیمه ی دوم)
 
كشاورزان جوان كاشان
 
 
هديه اي براي دانشجويان عزيز رشته كشاورزي(كاشان -- نراق)
 

سازگاري برنج :

برنج در حد فاصل عرض جغرافيايي 40 درجه جنوبي تا 45 درجه ي شمالي و از ارتفاع 0 تا 3000 متر از سطح دريا رشد مي كند . در ايران برنج بيشتر در نيمه ي جنوبي كشور و تا ارتفاع 1700 متر از سطح دريا و درناحيه ي ساحل خزر مورد كاشت قرار مي گيرد . طول دوره ي رسيدگي ارقام مختلف از 90 تا 150 روز مي باشد .

برنج گياهي ماهيتا روز كوتاه است اما بسياري از ارقام مورد كاشت در ايران احتمالا به طول روز بي تفاوت باشند . برنج به نور فراوان احتياج دارد . فراواني آفتاب در نواحي جنوبي كشور از دلايل موفقيت توليد برنج در اين نواحي مي باشد . در نواحي ساحل خزر وجود روزهاي ابري و باراني طي فصل رشد از عوامل محدود كننده ي عملكرد است .

خشكي : برنج به خشكي بسيار حساس است . افت ميانگين رطوبت خاك به ميزان هاي كمتر از حد ظرفيت مزرعه موجب كاهش رشد و عملكرد دانه مي شود . وجود آب ايستادگي پاي بوته ها براي جلوگيري از توسعه ي علف هاي هرز ،‌ايجاد شرايط غير هوازي و احياء‌عناصر درخاك جهت سهولت جذب عناصري مثل فسفر و منگنز ، ثبات حرارت خاك ،‌مرطوب نگه داشتن محيط و عدم وقوع تنش رطوبتي  ضرورت دارد . بعضي از ارقام مقاوم به خشكي برنج (‌نوع آپلند "Upland" )‌كه با استفاده از ذخيره ي رطوبتي خاك ،‌ آب باران و يا سفره ي آب زير زميني رشد مي كنند به شرايط هوازي در خاك نيز سازگاري دارند .

حرارت و دما :‌ برنج گياهي است گرما دوست و حساس به سرما ،‌بسياري از ارقام به 1500 تا 3000 درجه روز رشد براي تكميل سيكل حياتي خود نياز دارند . حداقل دما براي رشد برنج 15 درجه ي سانتيگراد است و گياه در حرارت هاي كمتر از 18 درجه ي سانتيگراد رشد خوبي ندارد . رشد برنج در حرارت 10 درجه ي سانتيگراد كاملا متوقف مي شود و اين دما را به عنوان صفر فيزيولوژيكي گياه برنج منظور مي دارند . حداقل و حداكثر دما براي رشد متعادل برنج 10 تا 50 درجه ي سانتيگراد مي باشد . دماي پايين شب موجب افزايش پوكي دانه مي باشد . دماي آب نيز نقش مهمي در رشد برنج دارد . رشد مطلوب برنج در دماي آب بين 25 تا 31 درجه ي سانتيگراد بدست مي آيد و حرارت بيش از 35 درجه و كمتر از 20 درجه نامناسب مي باشد .

باد :‌ برنج به بادهاي خشك و شديد حساس است . اين بادها از طريق افزايش تعرق و كاهش يا توقف قتوسنتز ،‌توسعه ي بيماري هاي باكتريايي ،‌خوابيدگي ساقه و ريزش دانه موجب خسارت به برنج مي شود ،‌با اين حال برنج به هواي مرطوب نياز ندارد . عملكرد بسيار بالاي برنج (‌نزديك به 9 تن در هكتار)‌ در اصفهان مؤيد اين نكته است . به علاوه شاليزار موجب مرطوب سازي اطراف خود مي گردد.

شوري "Salinity" :‌ برنج به شوري خاك حساس است . "EC" مؤثر حدود 3 دسي زيمنس بر متر يا كمتر و "EC"  آب حدود 2 دسي زيمنس بر متر يا كمتر براي رشد مطلوب برنج مناسب است . "EC" موثر برابر 2/7 دسي زيمنس بر متر و يا "EC" آب برابر 8/4 دسي زيمنس بر متر پتانسيل عملكرد برنج را به ميزان 50%‌كاهش مي دهد . مقاومت برنج به سديم خاك خوب است و بيش از سورگوم ،‌گندم و ذرت است .

 "ESP" (‌درصد سديم تبادلي خاك ) :‌ برنج درصد سديم تبادلي كمتر از 30 را به خوبي تحمل مي نمايد . ‌ ‌در صورتي كه شوري خاك كم باشد وجود 500 قسمت در ميليون (PPm "Part per milion")‌ سديم در آب آبياري تاثيري بر رشد برنج ندارد .

بافت خاك :‌ برنج از نظر بافت خاك محدوديت زيادي ندارد . خاك هاي داراي ماده ي آلي زياد و با بافتي ريز از نظر ظرفيت آبگيري ،‌مقدار مواد غذايي و محدوديت نفوذ پذيري عمق مناسب است . با اين حال اهميت مديريت زراعي بيش از بافت خاك است. در جريان تهيه ي بستر ،‌ساختمان خاك از بين مي رود و گل نرم و بدون كلوخه ايجاد مي شود . از نظر شيميايي خاك طي چند روز به شرايط غير هوازي كامل مي رسد و تغييرات شيميايي لازم براي تغذيه ي برنج بوجود مي آيد . PH  خاك خشك بين 5 تا8 تاثير چنداني در رشد برنج ندارد زيرا PH  با آب ايستادگي و طي زمان و بر اساس مواد تشكيل دهنده ي خاك و مقدار ماده ي آلي تغيير مي يابد .

  

گروه بندي برنج در ايران "Classification of rice in Iran"  :‌

دانه هاي برنج را از نظر اندازه و خصوصيات مصرفي به 3 گروه عمده ي صدري ،‌چمپا و گرده تقسيم مي كنند .

گروه صدري داراي دانه هايي با بافت استخواني ،‌كشيده و باريك به طول بيش از 7 ميليمتر مي باشد . نسبت طول به قطر دانه در آن ها زياد  و بيش از 3 مي باشد . اين گروه عملكرد پايين داشته و حساس به‌آفات ،‌امراض و خوابيدگي هستند ؛‌اما از نظر كيفيت طبخ و مصرف عالي مي باشند .

گروه چمپا داراي دانه هاي كوتاهتر و قطورتر از صدري بوده و طول دانه در حدود 7 – 6 ميليمتر است . اين گروه مقاومت بيشتري به‌آفات ، امراض و كم آبي در مقايسه با گروه صدري داشته و نيز عملكرد بالاتري دارند . كيفيت طبخ و مصرف در انواع چمپا پايينتر از صدري است.

گروه گرده داراي دانه هاي كوتاهتر از 6 ميليمتر بوده و عملكرد زياد دارند . به شرايط نامساعد مقاوم ولي از نظر طبخ و كيفيت مصرفي، مطلوب ،‌ محسوب نمي شوند .

توده هاي محلي مورد كاشت از هر گروه به نام هاي مختلف مانند :‌طارم فريدونكنار ،‌صدري دم سياه ،‌ چمپاي رسمي ، گرده ي زرد كوه ،‌گرده ي لنجان و گرده ي كلات شيراز ناميده مي شوند . ارقام اصلاح شده عمدتا به گروه چمپا تعلق داشته و به نام هاي آمل 1 ،‌ آمل 2 ،‌آمل 3 ، گيل 2 ،‌ گيل 3 ،‌گيل 4 ،‌ اهواز 1 ،‌زاينده رود و ... نام گذاري شده اند .

تناوب زراعي :‌ زميني كه زير كشت برنج قرار مي گيرد ،‌دچار تغييرات شيميايي زيادي مي شود . يكي از اين تغييرات كاهش نيروي چسبندگي ذرات بعضي از خاك هاست . (‌مانند خاك هاي منطقه ي فلاورجان اصفهان )‌ درنتيجه كاشت برنج طي سال هاي متوالي در اين منطقه، خاك سست و نرم شده ،‌تهيه ي بستر آسان گرديده و سبز شدن محصولات بعدي تسهيل شده است. در خاك هاي سنگين با رس هاي منبسط شونده ، چسبندگي شديد خاك سبب ميشود كه زمين بعد از برداشت برنج متراكم بوده و هنگام شخم بصورت ورقه ي ضخيم ومحكمي درآيد . مشكل ديگري در تناوب زراعي ساير محصولات با برنج وجود مرز بندي هاي سنگين براي برنج كاري مي باشد . به همين جهت كشت متوالي برنج در يك قطعه زمين معمول است . درنواحي با زمستان ملايم ممكن است بذر شبدر را در زمين برنج پاشيد ، بدون اينكه عمليات تهيه ي بستر براي شبدر به عمل آيد . در اينصورت تناوب به صورت :‌ برنج – شبدر مي باشد .

 

مثال هايي از تناوب زراعي در برنج :

1)‌ گندم ، شبدر ، برنج ،‌ برنج ،‌ آيش

2)‌ برنج ، ‌برنج ،‌ آيش 

3) برنج 2 تا 3 سال ، آيش ، پنبه

4)‌ برنج ،‌ آيش ، شبدر ،‌ گندم

در خاك هاي سست و نفوذ پذير تناوب زير را مي توان بكار برد :‌

جو ، برنج ، سيب زميني يا سبزيجات ،‌گندم ،‌ آيش .

"‌جلسه ي دهم 30/9/85 "

تهيه ي بستر ‌برنج :

برنج را در ايران نشاء‌مي كنند و كشت مستقيم برنج معمول نيست به همين جهت ابتدا به ارائه ي نكاتي در رابطه با تهيه ي زمين خزانه و سپس زمين اصلي پرداخته مي شود .

الف )‌تهيه ي زمين خزانه : براي تهيه ي زمين خزانه زمين را يكبار در پاييز و در وضعيت گاورو شخم مي زنند و به همين حال تا بهار رها مي كنند . در بهار 15 تا 20 كيلوگرم كود اوره و به همين مقدار فسفات آمونيوم ( براي خزانه ي يك هكتار زمين اصلي )‌ و كود دهي به ميزان 30 تا 50 تن در هكتار يا بقاياي گياهي مانند شيرين بيان و تلخ بيان و يا مقداري بقاياي كرك قالي (‌حاصي از قيچي كردن كرك هاي اضافي قالي) به خاك اضافه مي كنند و در وضعيت گاورو مجددا شخم مي زنند . پس از آن زمين را مرزبندي كرده و آب مي اندازند تا طي چند روز خاك به خوبي خيس بخورد ،‌سپس با گاوآهن ايراني چندين بار خاك را زير و رو مي كنند تا كلوخه ها بطور كامل از هم پاشيده و خاك بصورت گل نرم در آيد . در اين زمان زمين را ماله مي كشند و براي بذر پاشي آماده مي كنند . نسبت زمين خزانه به زمين اصلي در مناطق مختلف كشور از 10 :‌1 تا 50 :‌1 متغير است . حدود 400 متر مربع زمين خزانه براي يك هكتار زمين اصلي كفايت مي كند . (‌نسبت 25 :1)‌

ب)‌تهيه ي زمين اصلي :‌ فرض كنيد در توالي  ...،‌جو ،‌برنج ، ...  بصورت دو محصول در سال بررسي مي شود . بعد از برداشت جو كه مي بايستي هر چه زودتر انجام گيرد ،‌مزرعه را آبياري مي كنند تا زمين گاورو شود در اين زمان حداقل 10 كيلوگرم ازت به ازاي هر تن بقاياي جو (‌غالبا مقدار حدود 200 كيلوگرم اوره در هكتار)‌ و نيز مقداري كودهاي فسفر و پتاسيم (‌در صورت لزوم )‌ جهت كمك به پوسيدگي بقاياي جو و حدود 50% ‌كل ازت مورد نياز محصول به زمين اضافه نموده و شخم با گاوآهن  برگردان دار يا قلمي به اضافه ي ديسك انجام مي شود . پس از آن زمين را مرزبندي كرده و آب مي اندازند تا خاك طي يكي دو روز به خوبي خيس بخورد. پس از آن با استفاده از گاوآهن ايراني ،‌كاماتيلر و يا خويش چي ، زمين را چندين بار زير و رو مي كنند تا خاك به خوبي خرد شده و به صورت گل در آيد سپس با استفاده از يك چهار بست چوبي زمين را تسطيح مي كنند و بعد ماله ي ايراني زمين را كاملا صاف مي كنند ؛ ‌در اين زمان زمين براي نشاكاري آماده است .

الف )‌ آماده سازي بذر :‌ 1- ضدعفوني بر عليه قارچ ها توسط بنوميل 2 در هزار    2-  در گوني هاي كنفي بذر را خيسانده تا جوانه بزنند

ب) به ‌خزانه انتقال مي دهند ؛‌مثال خزانه ي ژاپني كه داراي عرض پشته هاي دو متري است و روي پشته ها عمل كاشت انجام مي شود .

ج) ‌نشاكاري در زمين اصلي : نشاهاي 8-4 برگي به ارتفاع 30- 15 سانتيمتري را به زمين اصلي انتقال مي دهند .

كود شيميايي :‌

            توليد يك تن شلتوك موجب خروج حدود 20- 25 كيلوگرم ازت ،‌30- 35 كيلوگرم پتاس (‌اكسيد پتاسيم )‌و 10- 12 كيلوگرم اكسيد فسفر از خاك مي گردد . زيادي ازت خاك موجب افزايش خطر خوابيدگي و درصد پوكي دانه مي گردد . مقدار كود ازت مورد نياز يك هكتار مزرعه برنج از 45- 135 كيلوگرم بسته به موجودي خاك تغيير مي كند . مصرف 45- 90 كيلوگرم در هكتار اكسيد فسفر و در صورت لزوم 50 – 100 كيلوگرم اكسيد پتاسيم در هكتار (‌بسته به موجودي خاك و عملكرد مورد انتظار )‌ كافي به نظر مي رسد . تمامي كود فسفر و كود پتاسيم را لازم است قبل از كاشت در خاك قرار دهيم بهتر است حدود 50% كود ازت به صورت قبل از نشاكاري و همراه با عمليات تهيه ي بستر در خاك قرارداده شود و بقيه ي ازت در مرحله ي انتقال از فاز رويشي به فاز زايشي يا لمس اولين گره در سطح خاك در مزرعه پاشيده شود . لازم است ارتفاع آب در زمان پاشيدن كود ازت حدود 5 سانتيمتر باشد . از خروج آب كرت ها جلوگيري شود و مجددا هنگامي آب به كرت ها اضافه شود كه آب حاوي كود كاملا به داخل خاك نفوذ كرده باشد ،‌ اما سطح خاك هنوز كاملا خيس باشد . برخي مواقع ممكن است آب كرت ها را خارج و سپس كود پاشي كرده پس از آن به ارتفاع 5- 10 سانتيمتر آب اضافه نمود و از ورود و خروج آب تا نفوذ كامل ازت در خاك جلوگيري به عمل آورد .

آبياري "Irrigation" :‌

حساسيت برنج به خشكي بسيار زياد است . بهتر است هيچ گاه طي دوران رشد محصول ، رطوبت خاك از حد ظرفيت زراعي پايينتر نرود به همين جهت غالبا ارتفاع آب را در سطح كرت ها بين 5 تا 10 سانتيمتر حفظ مي كنند . هميشه بهتر است ارتفاع بوته ها در حدود دو سوم از آب بيرون باشد و هيچگاه بوته ها غرقاب كامل نشوند . پايين بودن ارتفاع آب طي روز براي گرم شدن سريع‌آب مطلوب است اما آب در چنين شرايطي طي شب سريعا سرد مي شود . بنابراين در نواحي سرد لازم است ارتفاع آب را بين 10 تا 15 سانتيمتر حفظ نمود و شب ها از ورود و خروج آب از كرت ها جلوگيري نمود تا از كاهش حرارت آب طي شب جلوگيري گردد . آب كرت ها را مي توان با جريان بسيار ملايمي تعويض نمود و يا آب مزرعه را راكد نگه داشت و به فواصلي براي جلوگيري از شور شدن يا فساد آب ،‌آب آن را تعويض نمود . شيب 2 در هزار جهت تخليه ي آب كرت ها مناسب است . طي دو تا سه هفته ي آخر فصل رشد (‌بسته به بافت خاك و شرايط جوي)‌ مي بايستي آب كرت ها را تخليه نمود . در رابطه با تخليه ي آب كرت ها در ساير مواقع اتفاق نظر وجود ندارد و تخليه ي آب كرت ها ممكن است در هنگام اضافه كردن كود ازت سرك به خاك ،‌به منظور كنترل علف هاي هرز ، جلبك و خزه ها ،‌كاهش خطر خوابيدگي در اثر رشد رويشي زياد ، بهبود تهويه و تسريع تجزيه ي مواد آلي خاك و در نهايت صرفه جويي در آب آبياري انجام گيرد .

" نكته : از تخليه ي آب كرت ها بلافاصله پس از نشاكاري ، در مرحله ي انتقال از رويشي به زايشي و در مرحله ي شروع خروج غلاف برگ پرچم تا دو هفته بعد از گرده افشاني بايستي جلوگيري گردد . "

آب مورد نياز برنج را مي توان از طريق تعرق گياه ،‌تبخير از سطح مزرعه ،‌نفوذ عمقي و تلفات سطحي بررسي و برآورد نمود . تبخير و تعرق به شرايط جوي و ميزان پوشش مزرعه بستگي دارد . در ابتداي دوره ي رشد ميزان تبخير پيش از تعرق است ولي بتدريج تعرق فزوني مي گيرد و هنگامي كه پوشش مزرعه كامل شد تعرق بيش از تبخير مي شود . تلفات عمق آب را مي بايستي با متراكم ساختن خاك عمقي كاهش داد ؛ ‌تلفات سطحي نيز به مديريت بستگي شديدي دارد . به همين جهت برآورد مصرف آب در برنج بسيار مشكل است . به طور تقريب آب مورد نياز يك هكتار جهت تهيه ي بستر و خزانه گيري بين 15000 تا 23000 متر مكعب است .  

برداشت "Harvesting" :‌

برنج را در مرحله ي رسيدگي تكنولوژيك ،‌ به منظور وصول حداكثر بازده آسياب برداشت مي كنند . در اين مرحله دو سوم طول فوقاني خوشه زرد شده است در حالي كه بوته ها هنوز سبز هستند رطوبت دانه در خوشه ي اصلي ممكن است 15 – 18 %‌ و ميانگين رطوبت دانه ي بوته هاي مزرعه 18 تا 22% باشد . هر چه خطر ريزش بيشتر باشد مي بايستي محصول را در رطوبت بيشتري برداشت كرد. تاخير در برداشت براي رسيدن به رطوبت 14 تا 16%‌ موجب حدود 10%‌ ريزش مي شود . برداشت با دست در رطوبت 22% با بيشتر انجام مي گيرد ، ‌سپس خرمنكوبي با تراكتور يا كمباين انجام مي شود . شلتوك خرمنكوبي شده را بايستي قبل از انباركردن تا حصول رطوبت 13% خشك نمود . براي خشك كردن ممكن است از دستگاه خشك كن با جريان هواي گرم (‌دماي 35 تا حداكثر 40 درجه ي سانتيگراد)‌ استفاده نمود . در صورتي كه از آفتاب استفاده مي شود لازم است هنگام صبح شلتوك را در زير آفتاب پهن كرد و هنگام غروب با استفاده از بيل هاي مسطح تخته اي جمع آوري نمود تا شبنم يا باران روي شلتوك نريزد طي اين عمل ،‌ زير و رو كردن نيز اتفاق مي افتد .  

موارد استفاده ي برنج :‌

پوسته ي شلتوك به عنوان حجم دهنده ي خاك گلدان جهت گياهان زينتي مورد استفاده قرار مي گيرد . سبوس از نظر چربي و پروتئين قوي است و در تغديه ي دام مورد استفاده قرار مي گيرد . دانه ي سفيد شده كه حاوي حدود 7% پروتئين و 78% كربوهيدرات (‌عمدتا نشاسته )‌ مي باشد در تغذيه ي مستقيم انسان بصورت طبخ شده و نيز در صنعت استخراج نشاسته بكار مي رود .

" جلسه ي يازدهم 13/10/85 "

ذرت "Corn", " maize" :

ذرت يكي از غلات مهم جهان و از نظر مقدار توليد در سطح جهاني مقام دوم بعد از گندم را دارد. ظاهرا ذرت درآمريكاي مركزي و از اجداد وحشي خود به نام "Teosinte" تئوزينت با نام هاي علمي "Zea mayse mexicana" و "Z.m.paviglumis" (Spp ,Sub specise,) اهلي شده است . سابقه ي كشت انواع وحشي به 5 هزار سال قبل از ميلاد و سابقه ي كشت ذرت اهلي به حدود 2 هزار سال پيش مي رسد . عمليات اصلاحي انسان روي ذرت طي قرن هاي حاضر بسيار عظيم بوده است . در ايران چند قرني است كه كشت آن مورد توجه قرار گرفته كه در ابتدا به صورت كشت فرعي بوده و در حال حاضر از حدود 45 سال پيش توسعه ي كشت ذرت در ايران آغاز گرديده است . عملكرد ذرت دانه اي درايران بطور ميانگين 370/3 كيلوگرم در هكتار و ميانگين عملكرد ذرت علوفه اي حدود 160/18 كيلوگرم در هكتار مي باشد .

خصوصيات گياهي :‌

            ذرت با نام علمي "Zea mayse" از تيره ي غلات "Graminea or Poaceae" و گياهي يكساله و يكپايه (‌نر و ماده از هم جدا روي يك پايه قرار دارند )‌ كه ارتفاع آن از 60 تا 70 سانتيمتر (‌بسيار كوتاه )‌ تا بيش از 6 متر تغيير مي كند . ارتفاع بسياري از ارقام يا هيبريدهاي ذرت 5/1 تا 3 متر مي باشد . از بذر ذرت ريشه هاي بذري (به تعداد 3 عدد) و غلاف ساقه چه خارج مي گردد . رشد محور ميان لپه (‌مزوكوتيل )‌ سبب به سطح خاك نزديك شدن گره غلاف ساقه چه و مريستم انتهايي ساقه مي شود . با رسيدن راس غلاف ساقه چه به محيط خارج و تكميل سبز شدن ريشه هاي طوقه اي ازگره غلاف شروع به رشد مي كنند ؛‌به دنبال آن ريشه هاي طوقه اي ديگر از چند گره اي كه در زير خاك قرار دارند توسعه مي يابد . غالبا يك تا چند گره اي كه در بالا و نزديكي سطح خاك قرار دارند توليد ريشه هاي هوايي نگه دارنده (Brace Root) مي كنند كه ممكن است وارد خاك شده و فعاليت جذبي مؤثري داشته باشند .

" نكته :‌ ريشه هاي طوقه اي و ريشه هاي هوايي نگه دارنده به روي هم سيستم ريشه ي فعال ودائمي گياه را به وجود مي آورند زيرا ريشه هاي بذري از طريق محور باريك مزوكوتيل به گياه اتصال داشته و اين محور ظرفيت انتقال آب و مواد غذايي زيادي ندارد ."  

ريشه هاي بذري ممكن است طي چند هفته ي اول رشد گياه و پس از توسعه ي ريشه هاي طوقه اي غير فعال شوند . عمق توسعه ي ريشه ي ذرت به بافت ،‌ساختمان و مقدار مواد غذايي خاك بستگي داشته و پتانسيل نفوذ آن به 5/1تا 2 متر مي رسد .

 

برگ هاي ذرت همانند برگ هاي ساير غلات از پهنك و غلاف تشكيل شده است كه طول آن 20 تا 120 سانتيمتر و عرض آن 3 تا 15 سانتيمتر است . ساقه ي ذرت مانند ساقه ي ساير غلات بند بند ولي داراي مغز پارانشيمي بوده و توپر مي باشد . طول ميان گره ها در قسمت مياني ساقه به حدود 20 سانتيمتر مي رسد و سپس مجددا شروع به كاهش مي نمايد . جوانه هاي واقع در ناحيه ي مياني ساقه ممكن است رشد نموده و به بلال (‌گل آذين ماده ) تبديل شود . مريستم انتهايي ساقه به گل آذين نر تبديل مي شود و در اين زمان گياه وارد فاز زايشي مي شود . با شروع طويل شدن مريستم انتهايي ساقه براي تبديل به گل آذين نر ، رشد طولي ميان گره هاي ساقه نيز آغاز مي شود . دوران تكميل تشكيل گل آذين نر تا حدي طولاني است . از نظر تصميم گيري هاي زراعي ممكن است انتقال از فاز رويشي به فاز زايشي را هنگامي محسوب نمود كه گل آذين نر به طول 2 تا 3 ميلي متر رسيده باشد .

گل آذين نر به صورت خوشه بوده و انشعابات آن به صورت مارپيچ حول محور اصلي قرار گرفته است . در هر گره بر روي انشعابات خوشه ي نر حداقل يك جفت سنبلچه نزديك به هم مشاهده مي شود كه يكي از سنبلچه ها پايه داشته و ديگري فاقد پايه است . در هر سنبلچه دو گل مشاهده مي شود . هر گل نر شامل سه پرچم ،‌پوشينه ،‌پوشينك ،‌دو لوديكول و يك مادگي نمو نيافته است.

گل آذين ماده به صورت سنبله است . از تغيير فرم و رشد مريستم انتهايي  ساقه ي جانبي واقع در ناحيه ي مياني بوته منشا مي گيرد . در هر بوته معمولا يك گل آذين ماده ديده مي شود اما گاهي تا سه گل آذين ماده رشد مي كند . غالبا بالاترين جوانه به بزرگترين گل آذين ماده يا بلال تبديل مي شود . محور بلال از دو قسمت متمايز تشكيل يافته است . بخش فوقاني كه ضخيم شده و در روي آن گلهاي ماده قرار دارند و بخش پاييني كه قطر كمتري داشته و فاقد گل بوده و پايه ي گل آذين را تشكيل مي دهد .

غلاف برگ هاي حاصل از ميان گره هاي پايه ي گل آذين ، تغيير شكل داده و به صورت غلاف هاي كوتاهي به نام غلاف بلال ،‌بلال را پوشش مي دهند و اندام هاي گل ها را محافظت مي نمايند . نحوه ي نمو بلال تقريبا مشابه سنبله ي گندم است با اين تفاوت كه گره ها در روي محور بلال بسيار به هم نزديك هستند . در هر گره يك جفت سنبلچه ي بارور مشاهده مي شود به همين جهت تعداد دانه در رديف بلال هميشه زوج است . هر سنبلچه حاوي دو گل است و در اكثر ژنوتيپ ها فقط يك گل در هر سنبلچه فعال مي باشد . هر گل فعال داراي يك مادگي بارور و پرچم هاي توسعه نيافته است . هر مادگي به يك خامه ي بلند به نام ابريشم ختم مي شود كه در انتها دو شاخه است . در طول ابريشم كلاله ي كوتاهي مشاهده مي شود كه دانه هاي گرده در روي آن جوانه مي زنند .   

وزن هزار دانه ذرت در غالب توده هاي بذري بين 180 تا 280 گرم مي باشد .

مراحل نمو ذرت :‌

مراحل نمو ذرت را ممكن است به دو فاز رويشي و زايشي تقسيم بندي نمود .

فاز رويشي با سبز شدن آغاز مي گردد ؛ با ظهور برگ هاي مختلف ادامه مي يابد و با خروج كامل گل نر از برگ آخر به اتمام مي رسد . رشد زايشي (‌بر اساس تشكيل اندام هاي زايشي )‌ غالبا در مرحله ي 5 تا 8 برگي اتفاق مي افتد مراحل رشد زايشي شامل آغازش گل آذين هاي نر وماده ، خروج گل آذين نر ، ابريشم دهي ،‌تورم دانه ،‌شيري ،‌خميري ،‌دنداني و رسيدگي فيزيولوژيكي مي باشد . (همپوشاني همزمان رشد رويشي و زايشي ) ‌از لحاظ كاربردهاي زراعي ممكن است مراحل اصلي نمو ذرت را شامل سبز شدن ،‌تشكيل گل آذين نر (‌رسيدن گل آذين به طول 2 تا 3 ميلي متر ) ،‌ابريشم دهي ،‌خميري سفت و رسيدگي فيزيولوژيكي  دانست .

سازگاري ذرت :‌

طيف سازگاري ذرت از نظر طول روز و حرارت زياد است . ذرت در محدوده ي عرض جغرافيايي 55 درجه ي شمالي تا 40 درجه ي جنوبي تا ارتفاع 4000 متر از سطح دريا مورد كشت و كار قرار مي گيرد . ذرت گياهي است ماهياتا روز كوتاه اما با تمام هيبريدهاي مورد كاشت در ايران نسبت به طول روز بي تفاوت مي باشند . در سطح جهاني ژنوتيپ هايي وجود دارند كه نسبت به طول روز بسيار حساس بوده و طي فصل رشد ممكن است به مرحله ي گرده افشاني نرسند .

ذرت گياهي است گرما دوست اما با هواي داغ سازگاري ندارد . حرارت هاي ماكزيمم بيش از 40 درجه ي سانتيگراد موجب آسيب به گياه نمي شود اما چنين روزهايي براي گرده افشاني ذرت مناسب نيست . حرارت هاي بالاتر از 32 درجه ي سانتيگراد طي ساعات گرده افشاني موجب آسيب به دانه ي گرده و افت شديد تشكيل  دانه مي شود . حرارت مناسب براي رشد ذرت 25 تا 30 درجه ي سانتيگراد مي باشد . ذرت در گروه گياهان نيمه حساس به خشكي قراردارد . توليد ديم آن به 500 تا 600 ميلي متر آب نياز دارد . ذرت همانند ساير غلات در زمان شروع رشد طولي ساقه و دوران خروج گل آذين نر تا اوايل مرحله ي خميري دانه به تنش رطوبتي حساس است . وقوع تنش هاي رطوبتي ( پتانسيل هاي پايينتر از 5/0- اتمسفر ) در اين دوره موجب كاهش عملكرد مي شود . ذرت دراواخر رشد دانه مي تواند پتانسيل هاي 8- تا 12- اتمسفر را بسته به شرايط جوي تحمل نمايد . ذرت به PH خاك حساسيتي ندارد و PH 5 – 8 را تحمل مي نمايد .

گروه بندي ذرت :‌

ذرت را براساس خصوصيات دانه و بلال به گروه هاي مختلفي تقسيم مي كنند . انواعي از ذرت كه در زراعت مورد استفاده اند عبارتند از :

ذرت دنداني "Dent corn" (Zea mayse indentata) ،‌ ذرت شيرين ( بلالي )‌ "Sweet corn" ( Z.m.saccharata) ،‌ ذرت شكوفه اي "Pop corn" ( Z.m.everta) .

ذرت دنداني : مهمترين نوع ذرت در صنعت و تغذيه ي دام مي باشد . مشخصه ي اين ذرت وجود فرورفتگي در قسمت بالايي دانه است كه به آن ظاهري شبيه دندان مي دهد . اين فرورفتگي به دليل وجود نشاسته نرم و‌ آبداري است كه در قسمت فوقاني دانه قرار دارد . ژنوتيپ هاي زود رس و ميان رس اين نوع ذرت براي توليد دانه و ژنوتيپ هاي ديررس براي توليد علوفه جهت سيلو استفاده مي كنند .

ذرت شيرين (‌بلالي)‌ : داراي نسبت بالايي از قند به نشاسته است . دانه درموقع رسيدگي چروكيده شده و شفاف مي باشد . به نظر مي رسد توان تبديل قند به نشاسته در اين نوع ذرت پايين است . ذرت شيرين در مرحله ي شيري بودن دانه (‌رطوبت دانه در حدود 72 تا 75%) جهت مصرف به صورت بلال در ايران مورد استفاده قرار مي گيرد . در كشورهاي غربي از دانه ي آن براي تهيه ي كنسرو و سالاد استفاده مي كنند و يا بلال را جوشانيده و بعد به مصرف مي رسانند .

ذرت شكوفه :‌ داراي نشاسته ي نرم در ناحيه ي مركزي و لايه اي از نشاسته ي سخت در محيط دانه است . در اثر رسيدن حرارت به نشاسته ي نرم و وقوع مقداري هيدروليز رطوبت نشاسته ي نرم انبساط يافته و نيرويي را براي پاره شدن ناگهاني پوسته و توليد ماتريكس پروتئيني بوجود مي آورد . افزايش حجم دانه غالبا ده ها برابر اندازه ي اوليه ي آن است . اندازه ي دانه در بسياري ژنوتيپ هاي ذرت شكوفه ،‌كوچك بوده و وزن هزار دانه ي آنها كمتر از 100 گرم مي باشد . وجود رطوبت كمتر از 14% در دانه موجب عدم تركيدگي دانه و يا كاهش افزايش حجم دانه شده و كيفيت مصرفي پاييني حاصل مي گردد . رطوبت بالاتر از 14% نيز مناسب نيست .

ژنوتيپ هاي ذرت :‌

عمليات اصلاحي در ذرت بسيار وسيع بوده است ودر نتيجه هيبريدهايي  با قدرت توليدي بسيار بالايي ايجاد نموده اند . در ايران چند سينگل كراس با طول دوره ي رسيدگي متفاوت از گروه ذرت دنداني مورد استفاده قرار مي گيرد . اين سينگل كراس ها به ترتيب افزايش طول دوره ي رسيدگي عبارتند از :

دانه اي :SC604 , SC301 , SC108  و علوفه اي : SC711 , SC704 و كمپوزيت KO6

تناوب زراعي :‌

نكات مهم در انتخاب تناوب زراعي ذرت به شرح زير است :‌

1-   ذرت به عنوان اولين محصول وجيني (‌پس از محصولات علوفه اي چند ساله ،‌كود سبز و يا مصرف كود حيواني زياد )‌ و يا دومين محصول وجيني در سيكل تناوب قرار مي گيرد با اين حال به دليل تحمل آن به ساختمان نامطلوب خاك مي تواند به عنوان كشت دوم بعد از بسياري گياهان وجيني پاييزه (‌در نواحي با زمستان ملايم ) و حتي بعد از گندم وجو در نواحي مانند اصفهان يا گرمتر كاشته شود.

2-   برداشت دير هنگام ذرت در پاييز مي تواند موجب حذف فرصت براي كاشت غلات پاييزه ي دانه ريز شود به همبن جهت كاشت يك محصول بهاره با بقاياي ظريف مثل گلرنگ ،‌ سويا ،‌كلزا و يا حبوبات پس از ذرت مناسب است .

3-   در صورتي كه از علف كش آترازين در مزرعه ي ذرت استفاده شده است بهتر است بعد از آن سورگوم كاشته شود . (‌بدون اينكه در سورگوم از آترازين استفاده شود )‌

4-   كشت ذرت ديم در نواحي پر باران ساحل خزر امكان پذير است . در اين صورت لازم است حداقل يك آيش فصلي زمستانه قبل از ذرت پيش بيني گردد .

مثال هايي در تناوب زراعي ذرت :‌

1)      گندم ،‌ذرت ،‌سويا ،‌جو يا آيش

2)      ذرت ،‌سويا ، گندم

3)      ذرت ،‌سويا

كود شيميايي :‌

توليد يك تن دانه ي ذرت موجب خروج 20 تا 25 كيلوگرم ازت ،‌ 9 تا 10 كيلوگرم اكسيد فسفر ،‌ 15 تا 20 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 2 تا 5/2 كيلوگرم گوگرد از خاك مي شود . مقدار كود مورد نياز محصول مي بايستي با توجه به موجودي خاك ، تغييرات عنصر در خاك و عملكرد مورد انتظار محاسبه شود .

ميزان 130 تا 180 كيلوگرم در هكتار ازت براي عملكرد 8 تا 10 تن دانه تحت شرايط آبي مناسب است . يك سوم ازت در زمان كاشت و بقيه در مرحله ي شروع رشد طولي ساقه (‌5 تا 8 برگي ) يا مشاهده ي گل آذين نر به طول 2 تا 3 ميلي متر به صورت سرك به خاك اضافه مي شود  . چنانچه مقدار فسفر خاك كمتر از 15ppm تا عمق 30 سانتيمتر باشد ممكن است گياه نسبت به كود فسفر عكس العمل نشان دهد . در اينصورت مصرف 200 كيلوگرم در هكتار فسفات آمونيوم قبل از كاشت ضرورت دارد . اگر مقدار پتاسيم خاك بيشتر از  150ppm  تا عمق 30 سانتيمتر باشد احتمالا به كود پتاسيم براي ذرت نيازي نيست. احتمال عكس العمل به كود پتاسيم در مقادير كمتر از 120 ppm پتاسيم در خاك تا عمق 30 سانتيمتر وجود دارد . در اينصورت مصرف 100 تا 200 كيلوگرم در هكتار سولفات پتاسيم مورد نياز است . (‌همراه با كود فسفر قبل از كاشت )‌
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 14:31  توسط احسان تولايي  | 
  بالا