تبليغاتX
كشاورزان جوان كاشان - متن كامل مبحث دیمکاری (قسمت سوم)
 
كشاورزان جوان كاشان
 
 
هديه اي براي دانشجويان عزيز رشته كشاورزي(كاشان -- نراق)
 

روش هاي مختلفي براي جمع آوري آب وجود دارد :

زمين را نوار بندي کنيم و با استفاده از غلطک آن را تقسيم بندي نماييم . سطح خاک غلطک خورد غير قابل نفوذ شده و وقتي بارندگي حادث شد آب از قسمت غلطک خورده به قسمت غلطک نخورده رفته و در آن جا جمع مي شود . هر چه شيب بيشتر باشد قسمت غلطک نخورده بيشتر مي شود و هر چه شدت بارش زياد باشد ، مقدار قسمت غلطک خورده کم مي شود .

در روش ديگر بايد سطح ديمزار با پشته هاي عريض تقسيم بندي شده و بين دو پشته خطوط کاشت قرار گيرد . سطح اين پشته با مواد نفتي يا ترکيباتي که ساختمان خاک را تخريب نمي کند ( مثل بي کربنات سديم ) غير قابل نفوذ مي شود .

در روش ديگر از قسمت هايي که مقدار خاک آن ها کم است مانند تخته سنگ ها آب را جمع آوري و به سوي مزرعه هدايت مي کنند .

جلسه هشتم :

مديريت هاي زراعي :

کود دهي ، تراکم ، تاريخ کاشت ، کنترل علف هاي هرز ، تناوب زراعي ، استفاده از ماشين آلات و ... .

هدف از اعمال مديريت هاي زراعي : استفاده ي بيشتر و بهتر از رطوبت ذخيره شده ( افزايش راندمان مصرف آب ) مي باشد .

1- کود دهي : اگر کود در زمان مناسب و با مقدار مناسب استفاده شود ( استفاده ي معقول از کود ) باعث بهتر شدن استقرار گياهچه و بهبود عملکرد مي شود .

رابطه ي بين مصرف معقول کود ، تبخير و تعرق (ET) ، عملکرد (Y) و راندمان مصرف آب (WUE) را بصورت زير نشان مي دهيم :

 

با افزايش مصرف کود ، تبخير و تعرق به مقدار ناچيزي بالا مي رود ولي راندمان مصرف آب و عملکرد افزايش زيادي پيدا مي کند .

مصرف معقول کود در حقيقت مديريت مصرف کود بر اساس رژيم رطوبتي منطقه است . رژيم رطوبتي بر اساس ميزان بارندگي قابل انتظار و ميزان رطوبت ذخيره شده در خاک از سال قبل بدست مي آيد . بر اساس رژيم رطوبتي تصميم مي گيريم که چه موقع و چه مقدار کود مصرف شود و يا اصلا کودي مصرف نشود .

دلايل استفاده از کود در ديمزارها :

- جايگزين کردن عناصر خارج شده از خاک توسط گياه

- افزايش بازدهي ديمزارها

- دادن انرژي کمکي براي استفاده ي ارقام اصلاح شده که پتانسيل بالايي دارند .

چون رطوبت خاک هاي خشک و نيمه خشک کم است و دما بالاست ، سرعت تجزيه بالاتر است و با محدوديت ازت روبرو هستيم . در خاک ديمزارها با مشکل کمبود فسفر روبرو هستيم چون اين خاک ها خاصيت قليايي دارند و فسفر توسط عناصر کلسيم و منيزيم جذب مي شود . اگر خاک سبک باشد و آبشويي وجود داشته باشد مشکل پتاسيم وجود دارد ولي اگر خاک رسي و سنگين باشد معمولا مشکلي وجود ندارد .

مديريت کود ازت : اگر مصرف معقولي از کود ازت داشته باشيم ، استقرار گياهچه بهتر انجام مي شود و با اينکه تبخير و تعرق تا حدي افزايش پيدا مي کند ولي عملکرد بيشتري خواهيم داشت ولي در صورت استفاده ي نامناسب از کود ازت ، رشد رويشي محدود شده و در ابتداي دوره ي رشد رطوبت خاک تخليه مي شود و در مراحل بحراني رشد ، گياه با کمبود رطوبت مواجه مي شود .  براي مصرف کود بايد حداقل 300 ميلي متر بارندگي وجود داشته باشد . به ازاي هر 75 ميلي متر رطوبت ذخيره شده در خاک ( تا عمق 2 متري )، 25 کيلوگرم در هکتار کود ازت بايد مصرف شود . معمولا در ديمزارها بين 20 تا 50 کيلوگرم در هکتار ازت مصرف مي شود . اگر رطوبت بالا باشد يا نسبت  C/Nبالا باشد ، مقدار مصرف کود ازت بالا مي رود . چون کود ازت به صورت سرک مصرف مي شود و همچنين باعث تحريک رشد رويشي مي شود بنابراين بايد در مراحل اوليه ي رشد ، حتي المقدور موجودي ازت خاک بالا نباشد و همچنين به صورت تقسيط شده ، مصرف شود . بنابراين براي توصيه ي کودي ، اگر منطقه داراي زمستان هاي معتدل بود ( خواب زمستانه نداشت ) کود ازت در 3 مرحله اضافه مي شود:   3/1از کاشت تا پنجه زني ، 3/1 هنگام رشد بهاره ( ساقه رفتن و طويل شدن ) ، 3/1 قبل از وقوع آخرين بارندگي .

اگر منطقه داراي زمستان هاي سرد باشد، در دو مرحله کود ازت اضافه مي شود : 2/1هنگام کاشت و 2/1هنگام رشد بهاره .

مديريت کود فسفر : حساسيت مصرف فسفر نسبت به ازت کمتر است ، چون فسفر باعث تحريک رشد ريشه ها شده و مي تواند مقاومت به خشکي ايجاد کند ولي در رشد رويشي تاثير خاصي ندارد . ( در صورت مصرف بيش از اندازه ، مشکلاتي از قبيل افزايش هزينه و به هم خوردن تعادل عناصر غذايي بوجود آيد ) بر اساس موجودي خاک مي توانيم براي مصرف فسفر طبق جدول زير توصيه نماييم : ((چون فسفات آمونيوم به رطوبت کمتري براي حل شدن نياز دارد از آن استفاده مي کنيم ))

 

کود فسفات آمونيوم( Kg / ha)

فسفر خاک (ppm)

90

کمتر از 5

65

5-7

نيازي نيست

بيشتر از 7

 

بهترين روش مصرف کود فسفر بصورت نواري ، در عمق 5 سانتيمتري زير خطوط کاشت مي باشد .

مديريت کود پتاسيم : پتاسيم باعث افزايش به آفات و بيماري ها و ورس مي شود . اثر ويژه ي آن در ديمکاري اينست که اگر کمبود پتاسيم وجود داشته باشد ، حرکات روزنه اي مختل شده ، تعرق افزايش يافته و راندمان مصرف آب کاهش پيدا مي کند. بنابراين بايد پتاسيم به اندازه ي کافي مصرف شود و بر اساس آزمون تجزيه ي خاک مي توانيم بصورت زير توصيه کنيم :

 

کود سولفات پتاسيم (Kg / ha)

پتاس خاک (ppm )

80

کمتر از 200

50

200 – 250

نيازي نيست

بيشتر از 250

 

مديريت مصرف کودهاي دامي و آلي :

اين کودها باعث افزايش نفوذ پذيري خاک ، افزايش ذخيره ي رطوبت خاک ، کنترل فرسايش و ... مي شوند . معمولا بايد بين 8 تا 10 تن در هکتار مصرف شوند ، با اينکه بازدهي ديمزارها در کشور ما زياد نيست .

بر اساس تجزيه ي خاک مي توانيم بصورت زير توصيه نماييم :

 

کود دامي (Ton / ha)

ماده ي آلي خاک (%)

10

6/0

5

2/1 – 6/0

نيازي نيست

بيشتر از 2/1

 2- تناوب :

نکته مهم تناوب در ديمکاري اينست که چه گياهي مي تواند در تناوب قرار گيرد ؟ چون قدرت مانور در انتخاب گياه براي تناوب در ديمکاري خيلي پايين است ، هر گياهي را نمي توان کشت نمود . گندم ، جو ، عدس ، نخود ، يونجه و اسپرس را مي توانيم در تناوب قرار دهيم . تناوب همچنين باعث افزايش ذخيره ي رطوبت خاک است و يکي از موارد کمک کننده به اين مورد بحث آيش است .

جلسه نهم :

آيش "Fallow" : مهمترين هدف آيش افزايش ميزان ذخيره ي رطوبت است . در تعريف زراعي ، نکاشت گذاشتن زمين به مدت معيني را آيش مي گويند ؛ ولي در ديمکاري جلوگيري از رشد هر گياهي را در فصل آيش ، آيش مي گويند .

بطور کلي سه نوع آيش وجود دارد :

1- آيش سبز : در اين آيش علف هاي هرز کنترل نمي شوند و فقط زراعت انجام نمي گيرد . معمولا علف هاي هرز را به چراي دام اختصاص مي دهند . کارايي اين آيش زياد نيست چون علف هاي هرز رطوبت خاک را تخليه مي کنند .

2- آيش سياه : در اين آيش عملا هيچگونه بقاياي گياهي در روي زمين باقي گذاشته نمي شود و عملا يک نوع مالچ خاکي است . در اين مورد شخم برگردان زده و بقايا با خاک مخلوط مي شوند . دو نوع آيش سياه وجود دارد :

الف ) آيش سياه زود : در اين آيش بعد از برداشت محصول به زمين شخم برگردان زده مي شود ( قبل از شروع بارندگي )  و در طول پاييز و زمستان رها مي شود؛ بعد از پايان آخرين بارندگي پنجه غازي زده و رطوبت را حفظ مي نمايند.

ب) آيش سياه دير : در اين آيش پس از برداشت محصول ، زمين در طول پاييز و زمستان به حال خود رها شده و بعد از اتمام بارندگي شخم برگردان زده و مجددا با پنجه غازي حفظ رطوبت مي نمايند . آيش سياه معمولا خطر فرسايش ايجاد مي کند . اگر خطر فرسايش آبي و بادي در پاييز و زمستان وجود داشته باشد از آيش سياه دير استفاده مي نماييم. کارايي اين آيش پايين و حدود 20% است . 

3- آيش کلشي : مانند مالچ کلش است ، يعني بقاياي گياهي روي زمين حفظ مي شوند . در اين حالت کنترل علف هاي هرز به سه صورت انجام مي شود :

الف ) روش معمولي ( مکانيکي ) با استفاده از پنجه غازي

ب) روش شيميايي که در آن يک تا دو بار پنجه غازي زده شده و سپس از علف کش استفاده مي شود

ج) روش کنترل اکولوژيکي که در آن فقط با علف کش ها ، علف هاي هرز را کنترل مي نمايند.

براي اين که آيش اعمال شود يا نه، بايد دو نکته را در نظر گرفت : 

1) آيا بدون آيش امکان ديمکاري وجود دارد يا نه ؟ بايد ببينيم ميزان بارندگي ساليانه چقدر است . اگر اين ميزان بيشتر از حد آستانه باشد ،آيش قابل توصيه نيست و اگر اين ميزان پايينتر از حد آستانه باشد ، آيش اجتناب ناپذير است .

( حد آستانه : ميزان بارندگي که در آن دخل و خرج يکي است ( حدود 350 ميليمتر ) )

2) کارايي آيش چقدر است ؟ کارايي آيش يعني توانايي آيش در ذخيره ي رطوبت خاک :

 

اگر مقدار رطوبت ذخيره شده در خاک در سال آيش به علاوه بارندگي سال جاري بالاتر از حد آستانه شد آيش توصيه مي شود ولي در غير اينصورت کارايي آيش کم بوده و آيش توصيه نمي شود . کارايي آيش بين صفر تا 70% متغير است ولي معمولا در بيشتر مناطق بين 10 تا 35 % و ميانگين آن 20% است .

کارايي آيش به يک سري عوامل بستگي دارد :

1- عوامل خاکي : که شامل ميزان نفوذ پذيري و عمق خاک مي شود . هرچه خاک نفوذ پذيري سطحي بيشتري داشته باشد و توان حفظ رطوبت سطحي بيشتري داشته باشد و عمق بيشتري داشته باشد ، مي تواند رطوبت بيشتري ذخيره کند و در نتيجه کارايي آن بالاتر است ؛ بنابراين اگر خاک خيلي سبک باشد و عمق آن کم باشد کارايي آيش پايين مي آيد .

2- عوامل اقليمي : که شامل پراکنش و زمان بارندگي است . اگر پراکنش مناسب و بارندگي ها سبک باشد کارايي پايينتر مي آيد چون بارندگي ، غير موثر شده و به اندازه ي کافي نفوذ نمي کند . اگر بارندگي ها در فصول گرم اتفاق بيفتند کارايي پايين است چون تبخير زياد است .

3- عوامل گياهي : الف) منظور اينست که گياه از رطوبت ذخيره شده در سال آيش مي تواند استفاده کند يا نه ؟ اگر گياه داراي ريشه هاي عميق باشد مي تواند از اين رطوبت استفاده کند مثل گندم . ب) رطوبت ذخيره شده چقدر براي گياه مفيد است ؟ اگر گياهي باشد که در زمان وقوع بارندگي کشت و رشد کند ، آيش کارايي پاييني دارد ، چون در زمان نياز بارندگي اتفاق مي افتد مثل نخود و عدس ولي در مورد گندم که در پاييز کشت مي شود ، کارايي آيش بالاست .

 

 

تناوب در ديم : بستگي به عوامل مختلفي دارد : ميزان بارندگي ، زمان بارندگي و درجه حرارت .

به عنوان مثال در منطقه اي که بين 250 تا 400 ميليمتر بارندگي باشد و داراي زمستان هاي معتدل باشد مي توانيم تناوب هاي زير را اعمال کنيم : 1- گندم ( جو ) – آيش 2  - گندم ( جو) : مستمر   3- گندم – جو – آيش  و

4- "Ley farming" : در اين سيستم کشت در سال آيش يک گياه مرتعي کشت مي شود . اولين بار در استراليا اين روش اعمال شد و باعث شد عملکرد دو برابر و سطح زير کشت چهار برابر شود . گياه مرتعي انتخابي از خانواده ي بقولات است        ( تثبيت کنندگان ازت ) که باعث بهبود حاصلخيزي خاک و جلوگيري از فرسايش و افزايش نفوذپذيري و رطوبت خاک مي شوند .

در روش دوم تناوب ذکر شده ،  مسلما در سال هايي با شکست مواجه مي شويم که اين سال ها عملا آيش اجباري هستند . اگر سطح زير کشت کم باشد و بتوان هر ساله زمين را آماده نمود از اين تناوب استفاده مي شود .

روش اعمال اين سيستم : گياه مرتعي انتخابي معمولا گياه شبدر زير زميني است . در هنگام پاييز ( موقع کاشت گندم ) بذر شبدر هم کشت مي شود . بذر شبدر داراي خواب مکانيکي است .در اين حالت گندم رشد کرده و لي شبدر جوانه نمي زند . بذر شبدر براي رفع خواب به دماهاي پايين و رطوبت نياز دارد . در طول زمستان تا اوايل بهار اين شرايط فراهم مي شود . در اواسط بهار بذر شبدر رفع خواب کرده و آماده ي جوانه زني مي شود ولي به علت اينکه دما در حال افزايش است به خواب ثانويه        ( خواب تحميلي ) مي رود و مجددا جوانه نمي زند . براي جوانه زني بايد دماي هوا پايين بيايد . در اين هنگام رشد گندم تمام شده و برداشت مي شود . در پاييز سال بعد که دما کاهش پيدا مي کند ، بذر شبدر رفع خواب کرده و شروع به رشد مي کند . در طول زمستان و اوايل بهار رشد رويشي دارد و مي تواند چند بار به چراي دام اختصاص داده شود . بايد دقت کرد که چين آخر برداشت نشود تا گياه توليد بذر نمايد . پس از توليد بذر بايد اجازه داده شود که بذر ها ريزش پيدا کنند . در پاييز سال بعد گندم کشت مي شود و مجددا بذر شبدر جوانه نمي زند و اين سيکل ادامه پيدا مي کند .

گياه مرتعي انتخابي بايد داراي خصوصياتي باشد : - خود گشن باشد – بذر زيادي توليد کند – داراي خواب مکانيکي و خواب تحميلي باشد – سيستم ريشه اي سطحي داشته باشد تا رطوبت عمقي ذخيره شود – با کشت اصلي رقابت نکند – با شرايط منطقه سازگار باشد .

مديريت هاي اجرايي در "Ley farming" :

1- مديريت چرا : بايد به گياه اجازه ي زاد آوري و توليد بذر داده شود .

2- مديريت تهيه ي بستر بذر : از شخم برگردان عميق استفاده نشود .

3- مديريت کود فسفر : چون گياه کشت شده تثبيت کننده ي ازت است ، موجودي ازت خاک زياد شده و براي حفظ تعادل ازت و فسفر خاک ، هر چند سال يکبار بايد کود فسفر به خاک اضافه شود .

 

تاريخ کاشت مناسب ديمکاري : زماني است که بذر به خوبي جوانه زده ، رشد کرده و مراحل بحراني را پشت سر بگذارد .   تاريخ کاشت ، بر اساس درجه حرارت ، ميزان رطوبت و  امکان ورود و به ميزان و نوع گياه مشخص مي شود . 

ميزان رطوبت براي جوانه زني بايد مناسب باشد . گرماي تابستان تمام و سرماي زمستان شروع نشده باشد ( دماي زير 20 درجه سانتيگراد ) . امکان ورود به زمين و کشت وجود داشته باشد . گياهان مختلف ، تاريخ کاشت متفاوت دارند .

بطور کلي بر اساس رطوبت خاک مي توانيم نمودار زير را رسم کنيم :

 

فاصله ي زماني A1 تا A2 زمان تهيه ي بستر بذر است . نقطه ي A2 تاريخ کاشت است .

بر اساس سردسيري و گرمسيري منطقه ، تاريخ کاشت متفاوت است .

1- اگر منطقه سردسير و کشت پاييزه باشد : در اين مورد ، رطوبت عامل مهمي است . اگر در خاک مزرعه ، رطوبت کافي ذخيره شده باشد يعني سال آيش بوده ، وقتي دما به زير 20 درجه رسيد بدون اينکه به بارندگي توجه کنيم اقدام به کشت مي نماييم . اما اگر ذخيره ي رطوبت به اندازه ي کافي نباشد دو حالت اتفاق مي افتد : الف ) قبل از اينکه دما به کمتر از 10 درجه برسد ، بارندگي هاي پاييز شروع مي شود در اين حالت صبر مي کنيم تا 20 تا 30 ميليمتر بارندگي شود و سپس اقدام به کشت مي کنيم . ب) ممکن است بارندگي هاي زود هنگام نداشته باشيم و دما به زير 10 درجه کاهش پيدا کند ؛ در اين حالت دو کار مي توان انجام داد : - قبل از رسيدن دما به زير 10 درجه با کمي ريسک اقدام به کشت نماييم . در اين حالت ممکن است پس از کشت بارندگي داشته باشيم و در ديمکاري موفق باشيم و در حالت دوم تا دما به زير 10 درجه برسد ، بارندگي نداشته باشيم و در اين حالت تعدادي از بذور مي پوسد و از بين مي رود . در هر حال بايد دقت کرد در مناطق سردسير و کشت پاييزه ، قبل از سرد شدن هوا گياه بايد 3 تا 4 برگي شده باشد .

2- منطقه ي سردسير و کشت بهاره : در اين مورد عوامل درجه حرارت و ورود به زمين مهم است . وقتي حداقل دما بيشتر از 5 درجه شد بايد در اولين فرصت اقدام به کشت نماييم . يک سري از گياهان مثل نخود و عدس کشت هاي بهاره هستند که امکان ورود به زمين در اوايل بهار نيست . در اين جا از کشت انتظار ( زندان کشت ) استفاده مي کنيم . به اين صورت که در پاييز بعد از اينکه دما به پاين تر از دماي جوانه زني رسيد اقدام به کاشت مي نماييم . در اين حالت تا بهار که دما مناسب شود بذور جوانه نمي زنند .

3- منطقه ي گرمسيري : در اين مناطق کشت پاييزه داريم . وقتي دما به زير 20 درجه رسيد و اولين بارندگي اتفاق افتاد اقدام به کشت مي نماييم . تاريخ کاشت در مناطق سردسيري از مهر ماه تا اواسط آذرماه و در مناطق گرمسيري تا اواسط بهمن هم مي تواند باشد .

تراکم کاشت :  از نظر تئوري بهترين تراکم آنست که حداقل رقابت را بين گياهان بوجود آورد و حداکثر فشار را به محيط اعمال نمايد .  در انتخاب تراکم ، رطوبت ، حاصلخيزي و ساختمان خاک مهم است . در شرايط ديم چون پتانسيل محيط کمتر از شرايط آبي است تراکم را کمتر مي گيريم مثلا در مورد گندم 100 تا 200 بوته در متر مربع .

آرايش کاشت : از نظر تئوري آرايش مربعي بهترين آرايش کاشت است ولي در کشت ديم اين آرايش کاشت يکنواخت خيلي مناسب نيست چون در ديم ، گياه به تراکم خيلي حساس تر از کشت آبي است . اگر آرايش کاشت يکنواخت باشد ، چون تراکم پايين است در نتيجه رقابت بين بوته ها کم مي شود و گياه پنجه زني بيشتري انجام داده و در نتيجه دانه ها ي زيادي هم توليد مي شود ( سينک زياد مي شود ) . در مرحله ي پر شدن دانه ها ( سورس محدود است ) چون پتانسيل محيط ضعيف است ، دانه ها ريز و لاغر شده و کيفيت آن ها افت مي کند ؛ بنابراين در ديمکاري از آرايش کاشت يکنواخت استفاده نمي شود و کشت بصورت خطي انجام مي شود که بايد نکاتي را در نظر بگيريم :

- فاصله ي خطوط کاشت تا حد امکان زياد شود و فاصله ي بوته ها در روي رديف کم در نظر گرفته شود .

- بين رديف هاي کاشت مي توانيم با استفاده از کولتيواتور لوله هاي مويين را قطع کنيم .

بطور خلاصه براي اينکه در توليد گياهان زراعي در مناطقي که خشکي هاي مکرر دارند موفق شويم يک سري مديريت ها را بايد در نظر گرفت ؛ بخشي از اين روش ها عبارتند از :

1- انتخاب گياهان متوسط رس و متحمل به کم آبي

2- استفاده از روش هاي زراعي و کاربرد تکنيک هايي که مقدار آب ذخيره شده در خاک را افزايش مي دهد .

3- استفاده از روش هاي کاهش تبخير و تعرق

4- تراکم کم گياهي

5- عمق کاشت بيشتر ( نياز به عميق کار )

6- افزايش فاصله ي رديف ها

7- توجه به حاصلخيزي و رفع کمبود عناصر غذايي به منظور افزايش راندمان مصرف آب

8- توجه به تغييرات ميکروکليمايي (بادشکن)

9- استفاده از روش هاي ذخيره ي آب و جمع آوري روان آب

( پايان )

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 0:40  توسط احسان تولايي  | 
  بالا